تبليغاتX
عاشق بی معشوق

مسافر زمان

دلم واسه ي تنهايي خودم ميسوزه

 

رفیق من سنگ صبور غم هام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونم و دل زده از لیلی یا خیلی دلم گرفته از خیلیا

نمونده از جوونیام نشونی پیر شدم پیر تو ای جوونی

پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچ کس نیومد سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره

اگر بیای همونجوری که بودی کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده هرکی شنیده از خودش بی خوده

اما خودم پر شدم از گلایه هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشقو امید همیشه محتاجه به نور خورشید

همیشه محتاجه به نور خورشید...

تنهای بی سنگ صبور خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچ کس نیومد سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست.....

 

 

+ تاريخ دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 1:27 نويسنده m0hammad |

 

حضرت موسی در کوه طور از خدا میپرسد چگونه پاسخ نیایش بندگانت را می دهی

گفت :ای موسی هر وقت بنده ای از بندگانم به نماز من می ایستد آنچنان به نیایش

 اوگوش فرا می دهم که گویی مخلوقی جز او در زمین ندارم.

اما او به گونه ای با من سخن می گوید که انگار در دل خود هزاران خدا مثل من دارد.

 

 

+ تاريخ پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 2:21 نويسنده m0hammad |

ميانالينک (لينکستان وب هاي شهرستان ميانه) کليک کنيد